ایزد هفتم
چکیدهی جهان داستان ایزد هفتم:
رمان فانتزی
اساطیری
حماسی
تصاویر کتاب
نگاهی به دنیای اسرارآمیز
وندیداد
مهمترین شخصیت داستان. تنها انسانیکه چشمها و موهایش همچون دیوها و اهریمنها، تیره است. همیشه یک کلاه به سر دارد چون کل دنیا میخواهند او را بکشند. وندیداد را فرزند آنگره یا خورشید تاریک میدانند
میلمان
فرزند اردیبهشت. موجودات، یک فصل کامل (شش ماه) میخوابند و لی اینها به طور ذاتی، همیشه بیدار هستند. میلمان ارتشی از بیداران برای فصلهای خطرناک تشکیل داده
دگیلار
نیمهدیو نیمهانسان. زادهی قلمرو تاریک. یکی از سه شخصیت اصلی
دنیای ایزد هفتم
نمایی از جهان داستان شامل دنیای روشن و قلمرو تاریک، شهریور و چرخهی خورشیدی
ایرج جنگلبان
تاریخ نگار جهان داستان
میلاد
سرزمین
کاراکتر
فصل
شکست هزارتو
سینمارا دلیل آن کار را جویا شد و جوابی نشنید. زمستانیها غارقلعه را ترک کردند، درحالی که آن نوشیدنی سفیدرنگ در برابر چشمان سینمارا قرار داشت. انتخاب با سینمارا بود؛ مرگ خودش یا خوراندن مایع به آکومن. نبودی در او شکل گرفت و حداقل برای آرامکردن ترسش از خلوتی غارقلعه و کلهی ساکت آن پیرمره که اندکی پیش از او حکایت میشنید، جادهی آکومن را بهسوی هزارتو در پیش گرفت. تقریباً کل نیروهای آکومن و نیز مردمانی از دیگر قلمروها، همچون صنعتگران و سرپازان، در برابر هزارتو گرد آمده بودند.سرانجام زمانی که آکومن بیرون آمد، اثری از فرماندهانش نبود و خود نیز شتابان و هراسان بود. او فریاد کشید:– همگی آمادهی دفاع از دروازهی هزارتو باشید.دروازهی لعنتشدگان، عظیم و فلزی بود. خروشهای داخلی هزارتو، زمین زیر پاها را به لرزه درمیآورد که هر لحظه نزدیکتر میشد. در آن آشوب و هراس، چنان ضربهی عظیمی به دروازه وارد شد که کل نیروهای بیرون برای مدتی کر یا بیهوش شدند. به این ترتیب، دروازهی هزارتو در چرخهی دوهرزا و یانصد و هفتاد و پنج، و در فصل آنگره، در هم شکسته شد. انسانها و صنعتگرانی که از قلمروهای دیگر آمده بودند، همراه با نیمهانسانها در درد و زجر فریاد میزدند زیرا اهریمنها در یک مشت مشترک، دروازهی لعنتشدگان را فروشکسته بودند و اکنون مردمان آزاد، لعنتشدگان جهان بودند.
حضور اهرمین
کودکان، ایستاده، منظم و خشکیده، با پوستهایی تیره و چشمانی قرمز شده و با پاهایی استوار به زمین چسبیده بودند. اهریمنها یکی یکی به آنها میرسیدند و هرکدام پس از دیگری و به نوبت، کلهی یک کودک خشکیده را می شکافتند و محتویات جمجمه را با چنگال و گاها با آرواره به نیش میکشیدند. صف منظم مرگ...